بیخیال غزه رفیق!
استقلال را بچسب که ۲-۱ باخت!
یا به داد پیروزی برس که ۲-۰ در ازادی باخت!
و چند میلیاردی که استوایی به جیب زد!
گور پدر عقل مردم!
چهل میلیون طرفدار قرمزند
و چهل میلیون هم استقلال را می پرستند!
و نود بار در نود نظر سنجی شد که بمب به کجا بخورد!
ها؟
گفتی چهل با چهل می شود هشتاد؟
و ما هفتاد میلیون جمعیت داریم؟
و کودکان را حساب نکردم؟
و پیرمردان و مادران را ؟
مگر انها به فوتبال هم کار دارند؟
نه
هم کودکان غرق در خون را شمردم
هم پیرمردان و پیرزنان بر سر فرزند را
و هم مادران فرزند مرده را!
که شب با فرزند خوابیدند و صبح با جسد خونین ۵ دخترشان بیدار شدند!
خون که خون نیست! اب است
ابهای مدیترانه سرخند از جام شراب
سرخند از رقص شهادت در غروب موشک!
و سرخند از شراب هایی که مستان جام الست نوشیدند!
اقای تزیپی لیپنی!
و خانم ملک فهد!
به مهمانی ضحاک خوش امدید
جامهای شرابتان را به هم بزنید!
انها را از دهانه مدیترانه پرکردند!
از زیر ناوچه های اسرائیلی!
و برایتان شام ساندویچ مغز می اورند!
با مغز مخصوص!
مغر سر گوسفندان عرب را
که صاحبانشان با شما بر سر سفره اند
و مغزشان را بر سفره شما نهاده اند
ما صد هزار صد هزار برای دیدن فوتبالتان می اییم!
و صد تن صد تن تخمه می شکنیم!
زمانی که شما با سر کودکان غزه
یا با چشم مادرانشان
گل کوچک بازی می کنید...
ح،ع* مهاجر
ب*الف۱)جهت اطلاع...این شعر را درست بعد از خواندن شعر اقای قزوه و ناگهانی سرودم!
