تبليغاتX
وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها..***مثل هميشه آخر حرفم...و حرف آخرم را... با بغض مي خورم...***عمري است...لبخند هاي لاغر خود را...در دل ذخيره مي كنم: باشد براي روز مبادا...*** اما...در صفحه هاي تقويم...روزي به نام مبادا نيست...*** آن روز هر چه باشد...روزي شبيه ديروز...روزي شبيه فردا...روزي درست مثل همين روزهاي ماست...اما كسي چه مي داند؟...شايد...امروز نيز روز مبادا باشد...***وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها...*** هر روز بي تو روز مباداست************* نوشته های یک برادر کوچکتر - گل کوچک

نوشته های یک برادر کوچکتر

به ذره گر نظر لطف بو تراب کند.............به اسمان رود و کار افتاب کند

بیخیال غزه رفیق!
استقلال را بچسب که ۲-۱ باخت!
یا به داد پیروزی برس که ۲-۰ در ازادی باخت!
و چند میلیاردی که استوایی به جیب زد!

گور پدر عقل مردم!
چهل میلیون طرفدار قرمزند
و چهل میلیون هم استقلال را می پرستند!
و نود بار در نود نظر سنجی شد که بمب به کجا بخورد!

ها؟
گفتی چهل با چهل می شود هشتاد؟
و ما هفتاد میلیون جمعیت داریم؟
و کودکان را حساب نکردم؟
و پیرمردان و مادران را ؟
مگر انها به فوتبال هم کار دارند؟

نه
هم کودکان غرق در خون را شمردم
هم پیرمردان و پیرزنان بر سر فرزند را
و هم مادران فرزند مرده را!
که شب با فرزند خوابیدند و صبح با جسد خونین ۵ دخترشان بیدار شدند!

خون که خون نیست! اب است
ابهای مدیترانه سرخند از جام شراب
سرخند از رقص شهادت در غروب موشک!
و سرخند از شراب هایی که مستان جام الست نوشیدند!

اقای تزیپی لیپنی!
و خانم ملک فهد!
به مهمانی ضحاک خوش امدید
جامهای شرابتان را به هم بزنید!
انها را از دهانه مدیترانه پرکردند!
از زیر ناوچه های اسرائیلی!

و برایتان شام ساندویچ مغز می اورند!
با مغز مخصوص!
مغر سر گوسفندان عرب را
که صاحبانشان با شما بر سر سفره اند
و مغزشان را بر سفره شما نهاده اند

ما صد هزار صد هزار برای دیدن فوتبالتان می اییم!
و صد تن صد تن تخمه می شکنیم!
زمانی که شما با سر کودکان غزه
یا با چشم مادرانشان
گل کوچک بازی می کنید...

 

ح،ع* مهاجر

ب*الف۱)جهت اطلاع...این شعر را درست بعد از خواندن شعر  اقای قزوه  و ناگهانی سرودم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 12:51  توسط داداش کوچولو  |