تبليغاتX
وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها..***مثل هميشه آخر حرفم...و حرف آخرم را... با بغض مي خورم...***عمري است...لبخند هاي لاغر خود را...در دل ذخيره مي كنم: باشد براي روز مبادا...*** اما...در صفحه هاي تقويم...روزي به نام مبادا نيست...*** آن روز هر چه باشد...روزي شبيه ديروز...روزي شبيه فردا...روزي درست مثل همين روزهاي ماست...اما كسي چه مي داند؟...شايد...امروز نيز روز مبادا باشد...***وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها...*** هر روز بي تو روز مباداست************* نوشته های یک برادر کوچکتر - پرچم سرخ

نوشته های یک برادر کوچکتر

به ذره گر نظر لطف بو تراب کند.............به اسمان رود و کار افتاب کند

سلام

ان مرد امد...
ان مرد با یارانش امد...
ان مرد بایارانش از مکه امد...
ان مرد با یارانی با بوی گل یاس از مکه امد
ان مرد با یارانی با بوی گل یاس از سمت خورشید امد
ان مرد روزی که خورشید هم به ستوه امده بود با یارانش از مکه امد...
اری...

ان مرد امد...یعنی هنوز نیامده است اما به زودی خواهد امد...!
********

ای انانی که به پرچم سرخ می خندید!
شما بیشتر از امید ما به او از او می ترسید...
شما بهتر از هر کسی می دانید که ان مرد می اید...
شما بیشتر از تلاش ما برای امدنش برای نیامدنش تلاش می کنید...
اری...

گرچه باورش سخت است اما شما بیشتر از ما به امدن او مطمئنید...!

دقت کن...پرچم سرخ همه جا هست
*******

هنوز ما خار در گلو و استخوان در چشم منتظریم...
هنوز ان پرچم سرخ را بر بالای گنبد زرد نگاه داشته اند...
اری...

این سالهای حرام هنوز هم که هنوز است ادامه دارند...!
*******

و او در راه است...
ان مرد روزی مکه خواهد امد...
شال زرد را به گردن خواهد اویخت...
و ان پرچم سرخ را از بالای ان گنبد زرد خواهد کند...
و درد خار و استخوان در گلو و چشم تمام خواهد شد...
و ان مرد است و شمشیر است و یارانی با بوی یاس و حلقوم شما...
اری...

فرزند شهید تشنه دشت کربلا روزی به سراغ فرزندان قاتل پدرش خواهد امد...! 

ب*الف۱)رفتید هیئت ما را از دعای خیر فراموش نکنید ...

ب*الف۲)یا حسین...

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 18:25  توسط داداش کوچولو  |