بگو!
"خداداد یه قهرمانه!یه قهرمان ملی...مگه با هوچی گری یه جوجهء تازه به دوران رسیده می شه حذفش کرد؟هیچ کس حماسه ملبورن رو فراموش نمی کنه"
بی اختیار خنده ام می گیرد! انقدر که میان اقوام بی شماری که به شکرانه بهبود بیمارم جمع شده اند می زنم زیر خنده ! انقدر بلند که همه به من خیره می شوند ! انقدر بی شرمانه که ابرویی برایم نمی ماند! انقدر از ته دل که گویی شاد ترین مرد زمینم!
:"بله..اقای عزیزی با زدن این خبر نگار چهره واقعی خودش رو نشون داد"
:"منو انقدر وحشیانه زدند!مثل اسرائیلی ها که فلسطینی ها رو می زنند!"
:"اگه می تونین منو از فوتبال حذف کنین..۸ اذر روز رو از تقویم بر دارید منو از صحنه روزگار حذف کنید"
:"بله ما صحنه هایی از این دست زیاد دیدیم!سرباز احمدی رو در ورزشگاه اصفهان فراموش نکردیم"
:"فحش داد کتک خورد!بچه ها ده نفر بودن تا می خورد زدنش!شانس اورد از بالا پرتش نکردیم پایین!"
می زنم زیر گریه!درست مثل طفل معصومی که از ترس خنده های جنون اسایم گریه می کند! هق هق می کنم ! حالا دیگر "اشک در غم ما پرده در..."شده است ! از چیزی نمی ترسم!
یکی دو هفته است تمام شبکه ها در ۲۴ ساعت دارند در مورد کتک خوردن یک خبرنگار از یک فوتبالیست حرف می زنند...
راستی...برای ان ۱۶ سربازیکه در سراوان به اسارت گرفته شدند و در اوج توجه مسئولین امنیتی نظامی و قضایی به کتک خوردن یک خبر نگار ٬شهید شدند و حتی پیکرهای شیدشان هم بازنگشت فاتحه یادت نرود...
ب*الف۱) سوره " توبه" را بخوان ! از" یاسین" هایی که من می خوانم بیشتر اثر دارد...
ب*الف۲)بگو درد یعنی چه!
بگو اشک یعنی چه!
بگو غصه یعنی چه!
یا علی
