تبليغاتX
وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها..***مثل هميشه آخر حرفم...و حرف آخرم را... با بغض مي خورم...***عمري است...لبخند هاي لاغر خود را...در دل ذخيره مي كنم: باشد براي روز مبادا...*** اما...در صفحه هاي تقويم...روزي به نام مبادا نيست...*** آن روز هر چه باشد...روزي شبيه ديروز...روزي شبيه فردا...روزي درست مثل همين روزهاي ماست...اما كسي چه مي داند؟...شايد...امروز نيز روز مبادا باشد...***وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها...*** هر روز بي تو روز مباداست************* نوشته های یک برادر کوچکتر

نوشته های یک برادر کوچکتر

به ذره گر نظر لطف بو تراب کند.............به اسمان رود و کار افتاب کند

امروز...
دیروز...
فردا...
روز هایی درست مثل هر روز!روزهایی که می ایند و می روند و این ماییم که جا می مانیم...این ماییم که حسرت رفتنشان را می خوریم.
نه غصه خوردن! نه شادی! نه دفن عزیزان نه حتی بارندگی ها و سرمای بی حد و حصر اخیر هیچ کدام باعث نمی شوند خورشید برای رسیدن به مقصد همیشگی اش تلاش نکند!هیچ کدام سدی در برابر این غول متحرک نیستند!

هیچ کدام نمی توانند مانع طلوع خورشید فردا شوند...
هیچ کدام نمی توانند امروز ما را به فردا بدل نکنند...
هیچ کدام نمی توانند مانع گذر عمر ما شوند...

اما ما حقیقت اساسی را گم کرده ایم!حقیقتی که باید انرا بفهمیم و به دقت انرا تحلیل و ارزیابی کنیم!چرا خیلی ها نمی ترسند و حسرت گذشته را نمی خورند؟جواب سوال خیلی ساده است:
زمان در حرکت نیست!این ماییم که می گذریم...اما در مسیری اشتباه!

ب*الف)نداریم!!!

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 17:12  توسط داداش کوچولو  |