از ان یا علی های مَشت و گرم
از ان یا علی های محکم!از ان یا علی هایِ مدلِ برادر کوچکتر
سلام
سلام که می کنم یعنی دوباره سلام!یعنی ما دوباره امدیم...
یعنی: یا علی گفتیم و عشق اغاز شد
حرف اول :هر کسی فراموشخانه ای دارد که در ان انهایی را که باید به فراموشی بسپارد نگهداری می کند!
حالا به هر دلیلی!گاهی به خاطر نامردی گاهی به خاطر دوری!گاهی هم به خاطر اپ نکردن!!!
گذشت!اقا گذشت اون روزهایی که اینترنت خونه رو داشتیم و تنها بودیم و از این حرفها!حالا دیگه مثلا ارواح شکممان دانشجو شده ایم! به عبارتی از معلم به متعلم تبدیل شده ای نتیجه اش اینکه وقت کم شده است و درس زیاد!خدا به دادمان برسد!
اما قرار است دوباره به این خرابشدهء گاهی خراب و گاهی اباد سر و سامانی بدهیم،اما خدا وکیلی با همان خراب بودنش حال می کردیم! اخر گنج ها را باید در خرابه جست!
این جمله اخری را از رفیقی یاد گرفتم که جریانش مفصل است:
چند روز قبل بعد از ۲-۳ هفته به سرم زد یاد قدیم ها کنم و نا پرهیزی و سری به وبلاگ بزنم و ببینم به یاد چند نفر مانده ام...حالاچه خاطرات تلخ وشیرینی یاد اوری شد بماند! اما ناگهان دوستی که کنارم بود گفت:"خوب خرابه ای داری!!!"گفتم :"حالا اپ نمی کنم دلیل نیست فحش بدی؟ کجاش خرابه؟"گفت:"اتفاقا!گنج اگر می خوای تو خرابه هاست...اینم خرابهء خرابیه!!کلی گنج داره!!"در هر حال...رفقای رفیق ما را از دعای خیر فراموش نکنند که محتاج دعاییم!
ب*الف۱)ال متن بحث فراموشی و فراموش خانه شد!حالا ما مهمان فراموشخانه چند تا از رفقا شده ایم بماند!اما ار انها که به یادم بودند ممنونم! قرار است اگر زندگی باشد از این به بعد 5 شنبه ها باپیم!! یعنی بروز کنیم...
ب*الف۲):"اهای مرشد!بزن زنگو که پهلوون امد"
یا علی
