تبليغاتX
وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها..***مثل هميشه آخر حرفم...و حرف آخرم را... با بغض مي خورم...***عمري است...لبخند هاي لاغر خود را...در دل ذخيره مي كنم: باشد براي روز مبادا...*** اما...در صفحه هاي تقويم...روزي به نام مبادا نيست...*** آن روز هر چه باشد...روزي شبيه ديروز...روزي شبيه فردا...روزي درست مثل همين روزهاي ماست...اما كسي چه مي داند؟...شايد...امروز نيز روز مبادا باشد...***وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها...*** هر روز بي تو روز مباداست************* نوشته های یک برادر کوچکتر

نوشته های یک برادر کوچکتر

به ذره گر نظر لطف بو تراب کند.............به اسمان رود و کار افتاب کند

سلام...

همیشه اولین پست بعد از یک اتفاق مهم سخت ترین پست است!ما هم گه گیر کرده بودیم توپ را قل دادیم تو زمین خواجه شیراز...

روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر

ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا
گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر

زلف چون عنبر خامش که ببوید هیهات
ای دل خام طمع این سخن از یاد ببر

سینه گو شعلهء اتشکده فارس بکش
دیــده گــو اب رخ دجــله بغـداد ببـــر

دولت پیر مغان باد که باقی سهلست
دیـگری گـو بـرو و نـــام من از یــاد ببر

سعی نا برده در این راه به جایی نرسی
مــزد اگر می طلــبی طاعت اســتاد ببر

روز مــرگــم نفسی وعده دیدار بده
وانگــهم تا به لـــــحد فارغ و ازاد ببر

دوش می گفت به مژگان درازت بکشم
یارب از خاطرش اندیشه بیداد ببر

حافظ اندیشه کن از نازکی خاطر یار
برو از درگهش این ناله و فریاد ببر

ب*الف۱)این اولین پست بعد از جریانات حرم بود!حالا اگر می خواهی بدانی جریانات حرم چیست برو پست قبلی!!!

ب*الف۲)وقتی می رسی خیال می کنی تمام شد اما درست که نگاه می کنی می بینی اول راه است پس تازه باید کمر همت را ببندی و یا علی

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 21:19  توسط داداش کوچولو  |