النکاح سنتی...فمن رغب من سنتی فلیس منی....
:"اقای برادر کوچکتر ایا من وکیلم شما را به عقد دائم دوشیزهء مکرمه رفیق عشق در بیاورم؟"
:"بله..."
:"سرکار خانم رفیق عشق ایا من وکیلم شما را به عقد دائم اقای برادر کوچکتر در بیاورم؟"
:"بله..."
یا علی گفتیم و عشق اغاز شد...در حضور ثامن الحجج...به همین راحتی...
.
.
.
.
.
ب*الف۱) جای پدرهایمان خالی...
ب*الف۲) دویدیم و دویدیم...به اخرش رسیدیم...
ب*الف۳) چقدر دوست دارم دوباره این پست را بخوانم
یا علی
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 14:37  توسط داداش کوچولو
|
