تبليغاتX
وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها..***مثل هميشه آخر حرفم...و حرف آخرم را... با بغض مي خورم...***عمري است...لبخند هاي لاغر خود را...در دل ذخيره مي كنم: باشد براي روز مبادا...*** اما...در صفحه هاي تقويم...روزي به نام مبادا نيست...*** آن روز هر چه باشد...روزي شبيه ديروز...روزي شبيه فردا...روزي درست مثل همين روزهاي ماست...اما كسي چه مي داند؟...شايد...امروز نيز روز مبادا باشد...***وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها...*** هر روز بي تو روز مباداست************* نوشته های یک برادر کوچکتر

نوشته های یک برادر کوچکتر

به ذره گر نظر لطف بو تراب کند.............به اسمان رود و کار افتاب کند

طلوع می کند ان افتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می پرد٬ نشانه چیست؟
شنیده ام که می اید کسی به میهمانی

کسی که سبز تر است از هزار بهار
کسی٬شگفت کسی٬انچنان که می دانی

کسی که نقطه اغاز هر چه پرواز است
تویی که در سفر عشق خط پایانی

تویی بهانه ان ابر ها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی

تو از حوالی اقلیم هر کجا اباد
بیا که می رود این شهر رو به ویرانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق
بیا که یاد تو ارامشی است طوفانی

*******

حرف دل : رجب است و دعا مستحب است و روز پدر نزدیک است و من هم محتاج دعایم و شما هم پیش خدا ابرومند...فراموشم نکنید

ب*الف۱)راستی لازم هست بگم شعر قیصر امین پور است و از کتاب اینه های ناگهان؟

ب*الف۲)به قول اقای کاووسی این کشتی شکسته ما هم که به گل نشسته بود داره کم کم از اب و گل در می اید...

ب*الف۳)دو باره پلک دلک می پرد....نشانه توست...خورشید همیشگی ترانه های غم گرفته من...

 

اسپیکر ها روشن!!!

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:10  توسط داداش کوچولو  |