تبليغاتX
وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها..***مثل هميشه آخر حرفم...و حرف آخرم را... با بغض مي خورم...***عمري است...لبخند هاي لاغر خود را...در دل ذخيره مي كنم: باشد براي روز مبادا...*** اما...در صفحه هاي تقويم...روزي به نام مبادا نيست...*** آن روز هر چه باشد...روزي شبيه ديروز...روزي شبيه فردا...روزي درست مثل همين روزهاي ماست...اما كسي چه مي داند؟...شايد...امروز نيز روز مبادا باشد...***وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها...*** هر روز بي تو روز مباداست************* نوشته های یک برادر کوچکتر

نوشته های یک برادر کوچکتر

به ذره گر نظر لطف بو تراب کند.............به اسمان رود و کار افتاب کند

سلام

اینجا زاهدان است

.

.

.

.

.

.

.

به دارالولایه سیستان خوش امدید

ب*الف)نداریم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 0:8  توسط داداش کوچولو 

سلام

من الان دارم در ارتفاع دو هزار و دویست و سیصد و ستاره از زمین گزارش می دهم:

توجه کنید...توجه کنید...این یک اخطار است

اینجا شهری است عجبیب با مردمانی عجیب تر...اینجا هیچ چیزش شبیه زمین ما نیست!
****************
گل های سرخشان خار ندارند!
اینجا نانشان بوی گل گندم می دهد!
اینجا بزرگترن جرم له کردن گل مریم است!
اینجا نور می فروشند...نور اعلای بدون سایه!
اینجا بزرگترین عیدشان روز تولد خورشید است!
اینجا اسمان به زمین عاشقانه سایه می بخشد!
اینجا بزرگترین عزایشان زمان  اخرین کسوف است!
اینجا همه دنبال هم می دوند تا بدهی هم را بپردازند!
اینجا بوی خورشید و اسمان و بی پایان بودن بیداد می کند!
اینجا وقتی دستت را دراز می کنی گل مریم به دستت می دهند!
اینجا بهترین ترانه را نذر خوب شدن درخت سرو سر کوچه می کنند!
اینجا نسیم صبحگاهی بزرگترین هدیه برای باغبان تنهای باغ انار است!
اینجا بزرگترین نفرین این است که بگویی:"از دیدن شکوفه نور محروم باشی!
اینجا قیمت یک بوسه از درخت توت سر کوچه خیلی گرانتر از سرویس طلاست!
اینجا وقتی ستاره صبح بیرون می اید همه با ماه و ستاره ها خداحافظی می کنند!
اینجا همه دارند برای شام امشب از باغچه اسمان ستاره های ناب شعر می چینند!
اینجا همه چیز ارامه ارامه!اینجا همه مات و مبهوت به زیبایی یک گل سرخ خیره شدند!
اینجا همه دارند دنبال یک قاصدک می دوند تا بتونند بهترین خبر رو بدهند که برساند به خدا!
اینجا همه دنبال اینند که بتوانند پول بیشتری به اون یتیم بدهند تا بتواند دوچرخه بهتری بخرد!
اینجا همه می خواهند برای زیبا تر شدن شهر یک بغل پر از بوی سیب به رفتگر پیر هدیه بدهند!
اینجا همه برای عیدی دوشتشان را به دیدن طلوع خورشید از سمت شرق ذلشان دعوت می کنند!
اینجا همه برای خوشبو شدن عطر خورشید نشان با بوی ستاره می خرند و به هم نور هدیه می دهند

اهای مردم....این مردم ادمیت را از یاد برده اند.....به دادشان برسید

ب*الف۱)من می خوام همینجا بمونم

ب*الف۲)اغاز ماه رجب بر همه مبارک باد

یا علی



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 19:27  توسط داداش کوچولو  |