تبليغاتX
وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها..***مثل هميشه آخر حرفم...و حرف آخرم را... با بغض مي خورم...***عمري است...لبخند هاي لاغر خود را...در دل ذخيره مي كنم: باشد براي روز مبادا...*** اما...در صفحه هاي تقويم...روزي به نام مبادا نيست...*** آن روز هر چه باشد...روزي شبيه ديروز...روزي شبيه فردا...روزي درست مثل همين روزهاي ماست...اما كسي چه مي داند؟...شايد...امروز نيز روز مبادا باشد...***وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها...*** هر روز بي تو روز مباداست************* نوشته های یک برادر کوچکتر

نوشته های یک برادر کوچکتر

به ذره گر نظر لطف بو تراب کند.............به اسمان رود و کار افتاب کند

این بار "ب*الف" ها را اول می نویسم بعد متن اصلی را...
*******
ب*الف۱) دست و چشم تمام انهایی که متن قبلی را خواندند بعد نظر دادند نه اینکه اول فحش و بد و بی راه بگویند بعد متن را بخوانند درد نکند...

ب*الف۲) در جمله بالا منظورم رفقای خوب و با حال خودم نیست..به دل نگیرید...منظورم نویسندههای ان ۱۳ نظر جفنگی است که ۴ تاش رسما فحش های غیر قابل پخش بود..من هم همه شان را پاک کردم...

ب*الف۲) به دوستی گلایه کردم که طنز نوشته ام و کلی توهین های عجیب غریب شنیده ام...خندید و گفت:"کاری نداره...دیگه طنز ننویس"

********

دلم گرفته از این حجم بی پایان...

دلم گرفته....

دلم ... پر است از تنهایی های بی دلیل...
دلم... پر است از غم این اخرین لحظات بی تو بودن...
دلم ... مملو است از این سکوت های بی دلیل و بی انتها...

تو را دوست دارم...

چون می خواهم در جمع تنها نباشم...
چون می خواهم تنها نباشم...
چون می خواهم باشم...

اری...

تو را دوست دارم
چون می خواهم نمیرم...
چون می خواهم زنده باشم...
و از بزرگترین هدیه خدا به خودم ببالم...

راستی...دلم....دلم.....دلم کو؟کجاست که جز تکه هایی خونین چیزی از ان نمانده است...

ب*الف)قاط زدم رفت...قربه الی الله

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 20:40  توسط داداش کوچولو  |