دور می زنی و من مات و مبهوت به مانورهایت نگاه می کنم...
********
تو نبودی برادرت بوده!برادرت نبوده پدرت بوده!پدرت نبوده یکی از همقطارهایت بوده ! بلایی به سرت بیاورم که بروی برای رفیقهایت تعریف کنی!یعنی گمان نکنم به انجا برسی...نابودت می کنم!
********
درست که نگاه می کنم همه جا اثار جرمت را می بینم...اثار جرم تو و امثال تو را!چه کسی گفته سلاح شیمیایی نقض حقوق بشر است!تو که بشر نیستی!تو که برای هیچ بشری ارامش نگذاشته ای...
********
هدف می گیرم و می زنم...خونت می پاشد به در و دیوار...همه دنیای کوچکت را خون می پوشاند و من دلم خنک می شود...
********
اما کار اینطور سخت است...باید دست به کار سلاح های شیمیایی شد...اصلا چه عیبی دارد که تو قربانی سلاح شیمیایی شوی؟ مگر بدن من و مادرم و مادر ها و فرزندان دیگر پر از رد تو نیست...چطور تو رحم نداری...ما رحم داشته باشیم؟
********
دلم خنک شد...خنکه خنک...از دیشب تاحالا بغل گوشم وز وز می کردی! تمام دیروز و روز های قبل کارم شده بود اینکه رد نیش های تو را بخارانم و هر کس نگاه می کرد خیال می کرد یک ماه است حمام نرفته ام...
اما زدمت...پشهء پدر سوخته...حالا که زدمت می روم سراغ پشه های بعدی!!!![]()
*******
ب*الف۱) ببخشید بی نمک بود!![]()
ب*الف۲)گاهی اینجوری میشه...از اثرات بی کاری و تعطیلاته!![]()
ب*الف۳)تعطیلاته تابستون....بیگی منو که اومدم....ههههوووووووووررررراااااااااااا![]()
![]()
![]()
ب*الف۴)منتظر متن های تابستانی برادرتان باشید![]()
![]()
نکته:بعد از درخواست های مکرر دوستان مخصوصا اقا جواد عزیز و دیگر عزیزان در اولین پست تابستانی قالب را عوض کردم(حالا سبک تر هست یا نه دوستان خودشون قضاوت کنن)
یا علی
