سلام
مگر قرار است همیشه با فصل های سال جلو برویم...مگر قرار است هر وقت بهار شد ما هم بهار باشیم و هر وقت پاییز شد ما هم دلمان بپلاسد؟ درست در اوج انقلاب بهار دلم هوای پاییز کرده...
پاییز...سلطان بی همتا و همیشگی فصل ها...
ب*الف۱)این از ان شعر هاست که از کنج خرابه های نوشته هایم پیدایش کردم...از انها که می توان نام اثار باستانیی بر انها نهاد....
ب*الف۲)نمی دانم چرا ۲-۳ روز است حرف کم اورده ام...با هر کس که حرف می زنم بعد از ۲-۳ کلمه حرفهایم ته می کشند و منتظر می مانم تا طرف مقابلم(حالا هر کس که هست) ابتکار عمل را به دست بگیرد و حرف بزند...
ب*الف۳)برگ از درخت خسته می شود...پاییز بهانه ای است برای جدایی از کسی که او را پرورد.
خدا کند ما انقدر مرد باشیم که به کسی بگوییم از تو خسته شدیم و پاییز مظلوم را گناهکار نکنیم...
ب*الف۴)شعر بالا با تمام وجود...تقدیم به مادرم...
یا علی