تبليغاتX
وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها..***مثل هميشه آخر حرفم...و حرف آخرم را... با بغض مي خورم...***عمري است...لبخند هاي لاغر خود را...در دل ذخيره مي كنم: باشد براي روز مبادا...*** اما...در صفحه هاي تقويم...روزي به نام مبادا نيست...*** آن روز هر چه باشد...روزي شبيه ديروز...روزي شبيه فردا...روزي درست مثل همين روزهاي ماست...اما كسي چه مي داند؟...شايد...امروز نيز روز مبادا باشد...***وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها...*** هر روز بي تو روز مباداست************* نوشته های یک برادر کوچکتر

نوشته های یک برادر کوچکتر

به ذره گر نظر لطف بو تراب کند.............به اسمان رود و کار افتاب کند

سلام

۱۳ فروردین است....یعنی ما باید برویم سر کار!سر کار یعنی نه اینکه قرار است کسی ما را بگذارد سر کار یا ما کسی را می گذاریم سر کار...یعنی باید برویم سر کلاس...درست مثل تمام همکار های خوب خودم...
مثل تمام معلم های خوب...
اینجا این سوال پیش میاد که معلم خوب چه جور معلمیه؟راستی هم...معلم خوب چجور معلمیه؟اقا سعید به این سوال جواب داده...

 گرچه شدیدا با نیک اهنگ کوثر و کارهای ضد ارزشی اش مشکل دارم اما....

- یه معلم خوب روز های آخر سال از دولت دوزار عیدی می گیره، برای همین باید خیلی خوشحال بشه.

- یه معلم خوب از اینکه براش مالیاتش رو می دن ، خمسش رو می دن، زکاتش رو می دن ، خیلی خوشحاله!

-یه معلم خوب می دونه که کسی فقیر تر از اون در جامعه وجود نداره تا بهش کمک کنه پس برای همین هر چقدر خواست می تونه به خودش کمک مالی کنه! البته بهتره که این کمک به صورت انفاق شبانه باشه که نفهمه کی به خودش کمک کرده!

- یه معلم خوب وقتی می خواد عیدی بده، با اعتماد به نفس کامل چشماش رو می بنده، دست تو جیبش می کنه، و کلی نخود کیشمیش در میاره می ده به بچه ها !

- یه معلم خوب تو خیابون همیشه دستاش تو جیبشه، به خاطریکه کسی نفهمه جیباش خالیه!

-یه معلم خوب به خاطری که پول ها از تو جیبش سوراخش بیرون نریزند، پول هاشو تو حساب کارت الکترونیکیش نگهداری می کنه!

- یه معلم خوب هیچ وقت پاشو از شهرشون بیرون نمی ذاره، چون تا حالا مسافرت نرفته و گم می شه! بعدشم که دیگه داستان شنل قرمزی رو می دونید ...

- یک معلم خوب دم عید برای خانوم محترمش یه روسری گل گلی می خره!

- یه معلم خوب همیشه پول اجاره خونش رو به موقع می ده، تا سال نو تو خیابون سفره هفت سین پهن نکنه!

- یه معلم خوب فقط می تونه واسه دانش آموز هاش کلاس بزاره!

- یه معلم خوب تو ایام عید در رو برای مهمونا باز می کنه !

- یه معلم خوب از اینکه نمی تونه با شیرینی، میوه، آجیل، و ... از مهموناش پذیرایی کنه خجالت نمی کشه، چون اصولا هر کی خجالت بکشه معتاد می شه !

- یه معلم خوب قبض آّب، برق، تلفن، گاز رو باید سر وقتش پرداخت کنه! اگر هم نده از حلقومش می کشن بیرون...

-یه معلم خوب از بچگی به گوجه فرنگی حساسیت داشته!  

-یه معلم خوب هیچ وقت در برخورد با مشکلات دچار تضعیف روحیه نمی شه، چون روحیه ای نداره که بخواد ضعیف بشه!

-یه معلم خوب جلوی خانوم بچه هاش گریه نمی کنه!

-یه معلم خوب هرگز دست به دزدی و خودکشی هم نمی تونه بزنه...

 یه معلم خوب : ببخشید این مقام و منزلت اجتماعی که می گین یعنی چه ؟

- یه عالمه معلم خوب هم نمی تونن، حقشون رو از آموزش پرورش بگیرن!

- یه معلم خوب دست تو دماغش نمی کنه ... د .. بی تربیت !

- یه معلم خوب با یه نویسنده خوب با وجود مشکلات شدید اقتصادی می خوان مسافرت برن اون دنیا...

- یه معلم خوب، یه نویسنده خوب، یه کارمند خوب آدم های خوبی بودند، خدا بیامرزدتشون ...

- یه معلم خوب ...الفاتحه مع الاخلاص و الصلوات.......

 

************

ب*الف)این مطالب را از وب اقای زاهدی برداشتم...البته با کمی هک و اصلاح

ب*الف۲)می دانید چرا پزشک ها سالی به دوازده ماه دارند توی سر این و ان می زنند که پول بیشتری در بیاورند و حقوقشان را نمی دهند؟چون از قدیم گفتند:"انان که غنی ترند محتاج ترند"

ب*الف۳)ما رفتیم تا اخر امتحانات...التماس دعا

یا علی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 11:18  توسط داداش کوچولو  | 

سلام

این یک به روز کردن نیست...

*****
حرفها روی دلم گندیدند.
حرفهایی که نگاهشان داشته بودم تا با تو بزنم اما.
حرفهایی که فقط مال تو بودند.
رفتی زیارت...بوی شهدا را گرفتی از دعا فراموشمان نکن...
راستی ان جا را هم نگاه می دارند...شاید ما هم روری مهمان شدیم...انقدر هم بخیل نیستند!
*******
نمی دانم چه حکمتی است هر بار که سال نو می شود من بغض می کنم و چشم می دوزم به عکس گوشه دیوار و ارام می شوم...انگار نه انگار که سالی تحویل شده است و من هم مثل تو حالم "حول" می شود و و تو حالت بهتر می شود و من بوی ماندن و تقن می گیرم...سالی امد و رفت و " این همان زاغ پلید است که بود"
****
حالا من مانده ام و تو و "مایی" که "ما" نشدیم فقط به این دلیل که قسمت نیست! و انهایی که من و تو نبودند و "ما" شدند چون قسمتشان بود ! چه بهانه خوبی!قسمت نبود!
****
گاهی اوقات حالم می گیرد از دست خودم...گیج می شوم در تصمیم گیری هایم ! حسرت می خورم که ای کاش وقتی اقای "ش" هم در دبیرستان و هم در تربیت معلم گلوی خودش را پاره می کرد گوش می دادم تا اکنون هم بتوانم از خودم رفع ابهام کنم...اینده ای که دو طرفش مبهم است و از بدیهیات است که مزه اش به ابهامش است و منی که نه دل و دماغ ریسک کردن دوباره را دارم نه توان جنگیدن با گربه های بیرون کوچه را نه تحمل لولوهای داخل خانه را...این "نمی دانم چه باید بکنم" خودم و "خودت می دانی"تو حالم را به هم می زند...
*****
گاهی اوقات که به گذشته نگاه می کنم و به امروزی که باید فردا بشود و می رود بیخ گذشته ای که روزی اینده ای بود و به لجن کشیده شد ! مطمئن می شوم فردا هم مثل امروزی است که دیروز می ترسیدم از او...
****

ب*الف۱)من که همون اول گفتم این یک بروز کردن نیست...پس الکی تویش دنبال مفهوم و معنی خاصی نباش...این هم یکی از جفنگیاتی است که همیشه می تراود از این مخیلهء بی صاحب مانده ما...یک چیزی تو مایه های جریان سیال فکر ( اگر معنی اش همین باشد) نظر داشتی همان پست قبلی حال بده.

 ب*الف۲)امشب وسط کارتهای سوخته ام یک کارته ته مانده دار(!) پیدا کردم و ناگهان خوشی زد زیر دلم و بعد از قرن و جیرجیرک رفتم وب گردی...! در همین وب گردی ها وب سایت اقای نجف زاده را کشف کردم!!!نظر هم گذاشتم..! حالا اینم سایت اقای کامران نجف زاده  نظر یادتون نره!

ب*الف۳)سال خوبی داشته باشید...

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 6:1  توسط داداش کوچولو