تبليغاتX
وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها..***مثل هميشه آخر حرفم...و حرف آخرم را... با بغض مي خورم...***عمري است...لبخند هاي لاغر خود را...در دل ذخيره مي كنم: باشد براي روز مبادا...*** اما...در صفحه هاي تقويم...روزي به نام مبادا نيست...*** آن روز هر چه باشد...روزي شبيه ديروز...روزي شبيه فردا...روزي درست مثل همين روزهاي ماست...اما كسي چه مي داند؟...شايد...امروز نيز روز مبادا باشد...***وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها...*** هر روز بي تو روز مباداست************* نوشته های یک برادر کوچکتر

نوشته های یک برادر کوچکتر

به ذره گر نظر لطف بو تراب کند.............به اسمان رود و کار افتاب کند

سلام

ما نبودیم...یعنی اول نبودیم اما حالا هستیم..

اول هیچ بودیم حالا یک چیزی هستیم...

 حالا بیا کمی فکر کنیم:

اول بودنمان کجا بودیم؟حالا کجاییم؟

مبادا بنا بوده است اول انجا باشیم و الان اینجاییم

مبادا اول ما را جایی گذاشته بودند که ترقی کنیم و ما ترقیده ایم

مبادا بنا بوده است اول ان کارها را بکنیم و حالا این کارها را کرده ایم

*********

اول خودمان را بشناسیم یعنی:

نیاز هایمان را بی تعارف تشخیص بدهیم

توانایی هایمان را بی تعارف تشخیص بدهیم

محدودیت هایمان را هم بی تعارف تشخیص بدهیم

حالا به ترتیب:

هدف هایمان را بر اساس احساس انتخاب کنیم بگذاریم کنار

هدف هایمان را بر اساس عقلمان هم انتخاب کنیم انها را هم بگذاریم کنار

هدف های احساسیمان را با خط کش عقل میزان کنیم ببینیم کدامیک شدنی تر اند

هدفهای عقلی مان را با خط کش احساس میزان کنیم ببینیم کدامیک خواستنی تر اند

۲-۳ هدفی که عقلانی تر اند و ۲-۳ هدفی که خواستنی ترند بگذاریم کنار هم و عقل و احساس را کنار هم بنشانیم خودمان هم بشویم ناظر یک هدف را که هم خواستنی تر است هم عقلانی تر انتخاب کنیم

حالا دیوانه وار به دنبال ان بدویم...

با یک چشم جلو پایمان را نگاه کنیم که در چاه نیفتیم و با یکی هدفمان را که راه را گم نکنیم...

اصلا مهم نیست از اسمان کبوتر اب پز می بارد یا مادر زن عموی دختر خاله همسایه مان برای بار هفتم شوهر کرده جاده تهران فیروز کوه بر اثر بارش شهاب سنگ پخت ندارد...

مهم این است که ما باید به ان هدف برسیم به هر قیمتی به هر زحمتی و در طول هر مدتی که شده

بعد ناگهان همه چیزعوض می شود:

اول بنا بود انجا باشیم الان همان جا هستیم

اول بنا بود ترقی بکنیم حالا مترقی شده ایم

اول بنا بود ان کار را بکنیم حالا همان کار را کرده ایم

پس صبر نکن...همین الان دست بگذاریم روی زانو (من می گذارم روی دسته عصا چون زانوم درد می کنه!) و الهی از ما حرکت از تو برکت...

ب*الف های ویژه متن!!!

ب*الف۱)هواسمان باشد در کجا دنبال چه می گردییم (ز رود خرد ماهی خرد خیزد ....نهنگ ان به که از دریا گریزد)

ب*الف۲)تمام تلاشمان را بکنیم اگر نشد حداقل از خودمان شاکی نیستیم که اگر قله اورست را فتح می کردیم شاید می شد

ب*الف۳)ببینیم برای چه هدفی چه چیزهایی را خرج می کنیم! برای یک پر مگس گینه ای نباید همه چیز را به باد فنا داد اما برای یک یاقوت نایاب مشهدی می شود جان را هم فدا کرد!!!

ب*الف۴)دیر شده وجود ندارد همین الان هم که جلو ضرر را بگیریم می توانیم نفع کنیم!!! اول جلو ضرر بیشتر را می گیریم بعد از دست رفته ها باز پس می گیریم بعد شروع به پیشروی جدی تر می کنیم! درست مثل زمان جنگ!تثبیت متجاوز اخراج متجاوز تنیبیه متجاوز


ب*الف های کلی!!!

ب*الف۱)این پست اینجوری شد...ببخشید همش تقصیر همین علی کویرزاد است که ان کتاب را داد به من و دیشب ۴-۵ ساعت با من حرف زد

ب*الف۲)الکی دنبال کتابهای نمی دانم (قلی مراد کشکبصابیان) و( جک جردن باقالیان) و دیگر بقالهای دکاندار صنف (موفقیت) نرویم مهم ترین حرف این است:

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید..................معشوق همین جاست بیایید بیایید

ب*الف۳)دست روی زانو(یا روی عصا )...یک !دو!سه!یاعلی مدد

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 17:57  توسط داداش کوچولو  |