تبليغاتX
وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها..***مثل هميشه آخر حرفم...و حرف آخرم را... با بغض مي خورم...***عمري است...لبخند هاي لاغر خود را...در دل ذخيره مي كنم: باشد براي روز مبادا...*** اما...در صفحه هاي تقويم...روزي به نام مبادا نيست...*** آن روز هر چه باشد...روزي شبيه ديروز...روزي شبيه فردا...روزي درست مثل همين روزهاي ماست...اما كسي چه مي داند؟...شايد...امروز نيز روز مبادا باشد...***وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها...*** هر روز بي تو روز مباداست************* نوشته های یک برادر کوچکتر

نوشته های یک برادر کوچکتر

به ذره گر نظر لطف بو تراب کند.............به اسمان رود و کار افتاب کند

 انان که علی خدای خود می دانند*********کفرش به کنار عجب خدایی دارند!

قطره قطره خون می چکد ...

اری ببین  که هنوز هم خون می چکد...

خون می چکد از کفنی که شبانه پیچیده می شود...

خون می چکد هنوز از جای زخم زبان ها بر دل قران ناطق...

خون می چکد هنوز از رد شمشیر دو بری که در بدر زد و سقیفه خورد...

خون می چکد هنوز از جگز مردی که همسرش را جلوی رویش زدند و او صبر کرد...

خون می چکد هنوز از رد زنجیر  بر دست خیبر گشای مردی ولایتش که قلعه خداست...

خون می چکد از میخ دری نیم سوخته که سینه همسر و  تنها مرد مدافع ولایت را بوسید ...

**************

و دیر امدی  ای ابن ملجم!شمشیر زهر داده تو هم دیر کردی!کارتان را ۲۷ سال پیش میخ در و تازیانه ها و تنابی که دست ولایت را بستند  کرده بودند. باور کنید راست می گویم! اگر باور نداری می خواهی بگویم انروز ها چه شد؟ بگویم اسمان چه دید؟می خواهی برایت بگویم چطور مرد تنهای ولایت را دست بسته بردند؟می خواهی برایت تعریف کنم ملاقات ان روز میخ وسینه را؟اگر تاب تحملش را نداری از بوسه های تازیانه بر بازو بگویم؟  از غسل شبانه و از روی پیراهن برایت می گویم و مردی که در سکوت همسرش را غسل داد ! ازدستانی که از زیر کفن بیرون امدند می گویم ...همان دستانی که اخرین باز نوباوه های نبوی را نوازش کردند! دیدی راست گفتم؟دیدی دیر کردی؟ دیدی فقط بهانه ای بودی برای پرواز؟

************

تو مرد باش اولش را بگو علی اش را من می گویم...

علی ولی الله ............علی

امام اول....................علی                               

شیر پیمبر.................علی

ساقی کوثر...............علی

فاتح خیبر..................علی            

و این علی است....اسمانی ترین واژه ای که خداوند در دفتر نامهایش داشت.

************

ب*الف۱)چه می توان گفت برای ولادت مردی که نه تنها ولایتش و همسرش و...را ربودند و کشتندکه حتی اسامی والقاب اختصاصی اش را هم ربودند و بر خود نهادند و [...]صدیقش را از ان خود کرد [...] فاروق اعظمش رابه سرقت برد و[...]حنیفش را ان خود دانست!

ب*الف۲)نپرس چرا اینگونه شد متن ولادت ولایت! باور کن ۱۳ رجب روز گل دادن گیاه جنون است...روزی است که عاشقان شراب را هفت خطه(!) می نوشند و هیچ کس حق ندارد بگوید چرا جنون زده اید! امروز مجنونان و زنحیریان بارگاه علوی را ازاد می کنند تا دیگران ببینند دیوانگی چه حال و هوایی دارد.

ب*الف۳) روز پدر را به انان که خود پدرند یا پدرشان در قید حیات است تبریک می گویم و امیدوارم خداوند پدرشان را برایشان نگاه دارد و برای پدر انان هم که مثل منند و سایه دیوار را به جای پدر بر سر دارند از درگاه خالق بی همتا و به حرمت بهترین بابای دنیا  و پدر حسنین تمنای علو درجات را از خداوند یکتا دارم.

ب*الف۴)این بار یا علی گفتن پایانی انقدر مهم و اساسی است که یک پست جدا کار انهم ۵-۶ ساعت قبل برایش زده ام!

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 1:42  توسط داداش کوچولو  | 

 

 

 یــــــا عــــــلـــــــــی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 17:52  توسط داداش کوچولو