تبليغاتX
وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها..***مثل هميشه آخر حرفم...و حرف آخرم را... با بغض مي خورم...***عمري است...لبخند هاي لاغر خود را...در دل ذخيره مي كنم: باشد براي روز مبادا...*** اما...در صفحه هاي تقويم...روزي به نام مبادا نيست...*** آن روز هر چه باشد...روزي شبيه ديروز...روزي شبيه فردا...روزي درست مثل همين روزهاي ماست...اما كسي چه مي داند؟...شايد...امروز نيز روز مبادا باشد...***وقتي تو نيستي...نه هست هاي ما...چونان كه بايدند...نه بايدها...*** هر روز بي تو روز مباداست************* نوشته های یک برادر کوچکتر

نوشته های یک برادر کوچکتر

به ذره گر نظر لطف بو تراب کند.............به اسمان رود و کار افتاب کند

سلام

تقدیم به سلطان خراسان...ثامن الحجج اقا امام رضا(علی ه السلام)

به نام نامی دل نام نامی یار

به نام نامی مرد غروب سوار

به نام نامی مردان دل در کف

به نام نامی شاهان جان در تف

به نام نامی انان که مرگ رادیدند

به نام نامی انان که زدل خون چیدند

به نام نامی مردان دار در اغوش

به نام نامی عشاق از ازل مدهوش

به نام نامی سردار بی سرو بی دست

به نام نامی مردان تا ابد سر مست

به نام نامی خون نام نامی عشق

به نام نامی بانوی استوار دمشق

به نام نامی مردان تا ابد بیدار

به نام نامی دل نام نامی یار

 

ب*الف۱)از مشهد بازگشتم...با خودم عهد کرده بودم که اولین به روز کردن وب با شعر یا متنی باشد که اولا از خودم باشد ثانیا بشود ان را به سلطان مشهد تقدیم کرد!

 

 ب*الف۲)می دانی؟مهم نیست چه چیزی را از دست داده ای...مهم نیست چه چیز را به دست اورده ای...مهم این است که در ازای از دست دادنش چه بدست اورده ای یا درازای به دست اوردنش چه چیز رااز دست داده ای ! چقدر درد ناک است ان هنگام که میفهمی به خاطرحماقت و اشتباه دیگری ولجاجت خودت در فهماندن اشتباهش به او می بینی اعصابت چنان در هم ریخته است که رشته ها و تلاش های یک ساله ات نابود شده است و شاید هزینهء این نابودی بیش از حد انتظارت است نه انچه بدست اورده ای حتی ارزش نگه داری دارد نه انچه از دست داده ای قابل جبران است. چاره ای نداری جز صبر...صبر...صبر...

 

ب*الف۳)سلامتی خادمین صادق حرم صلوات شفای اجل خادمین مریض حرم هم صلوات!!!

 

ب*الف۴)از تمام کسانی که در طول سفرم اذیتشان کردم عذر خواهی می کنم!

یا علی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 20:51  توسط داداش کوچولو  | 

سلام

می دانی؟...حس عجیبی است! یک لحظه و شاید هم کمتر!

سفر...این بی بازگشت!سعی کن به سفر نروی...چون شاید بویی را که یک سال پیش گشته ای حس کنی و دیگر نتوانی بوی دیگری را حس کنی!!!شاید دیگر نتوانی بازگردی...یا اگر هم بتوانی بازگردی این بازگشت به قیمت سه شب سر دردی باشد که حتی به خیالت هم نیاید می توانی این درد را تحمل کنی !سر دردی که به تو اجازه نمی دهد حتی با تلفنی که ساعت ۱۰ شب می زنی حرف دلت را بگویی!

ب*الف۱)برادرتان فعلآ مشهد تشریف دارد!...رفقا التماس دعا نفرمایند...ظرفیت پراست ! ملتمسین دعا زیادند و وقت کم!(شوخی بود...جدی نگیر!)

ب*الف۲)به همون دلیل بالایی فعلا از شر مزاحمت های «داداش کوچولو»راحتید!!!اما شما مرحمت کنید بکامنتید!تا به محض برگشتن از خجالت تمامی رفقا در بیایم!(جون داداشی ثابت نکنید از دل برود هر انکه از دیده برفت)!

ب*الف۳)سلامتی تمامی خادمین صادق حرم صلوات...برای شفای عاجل خادمین مریض حرم هم صلوات!

ب*الف۴)این متن از اون پولهایی است که قرار نبود خرج کنیم اما یک سفر رفتیم تو همین سفر مشهد که همه چیزمان را ریخت به هم پولهای خرج نشدنی مان هم که دارد خرج می شود!!!

ب*الف۵)شما را به اقا امام رضا(علیه السلام)نپرسید معنی این متن ها چیست!یک سفر رفتیم گرگان...انچه را نباید می دیدیم دیدیم...ان بویی را که نباید می شنیدیم شنیدیم و...خلاصه اش اینکه انکه باید بفهمد می فهمد!

حرف اخر:انانکه خاک را به نظر کیمیا کنند...ایا بود که گوشهء چشمی به ما کنند؟

یا علی!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 12:3  توسط داداش کوچولو  |